close
چت روم
آستين نو ، بخور پلو.کرد پاتوق
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
تبلیغات
تبلیغات شما
محصول پرفروش فروشگاه
Title
عنوان محصول
قیمت : ...
خرید پستی
توضیحات محصول
برای ویرایش این بلوک به قسمت تنظیمات بلوک های دلخواه > بلوک فروشگاه شماره 1 مراجعه کنید.
تبلیغات شما
تبلیغات شما
آموزش ساخت شماره مجازی فیلیپین  داستان عاشقانه پریا عرب زادهضرب المثل های کردیمعرفی اسپل زلزله در اپدیت جدید طرز تهیه اسپاگتی پیتزاگلچینی از زیباترین مدلهای جواهرات زنانه دنیا ۲۰۱۵ جملات انرژی بخش و زیبا در مورد موفقیتاستقلال کاتالان .خبر بد واسه طرفداران ال کلاسیکو. بارسا از لیگ اسپانیا جدا میشودجدیدترین ماشین های روز دنیا
بلوک راست
موضوعات
  • فیلم
  • ژانر فیلم ها
  • سریال
  • آهنگ های محلی کوردی
  • موزیک فارسی
  • اخبار سینما و هنرمندان
  • موزیک کوردی
  • بازیگران
  • کالکشن
  • شبکه های اجتماعی
  • آمار
    ● آمار مطالب کل مطالب : 2736 کل نظرات : 530 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 5 تعداد اعضا : 349 ● آمار بازدید بازدید امروز : 2,554 بازدید دیروز : 1,213 بازدید کننده ارمزو : 109 بازدید کننده دیروز : 194 گوگل امروز : 52 گوگل دیروز : 30 بازدید هفته : 4,946 بازدید ماه : 6,683 بازدید سال : 6,683 بازدید کلی : 6,683 ● اطلاعات شما آی پی : 54.224.91.246 مروگر : سیستم عامل :
    آرشیو
    صفحات جداگانه
    نویسندگان
    لینک های دوستان
    نظرسنجی
    زیباترین شهر کردزبان از نظر شما ؟؟؟
















    Image
    قیمت
    خرید پستی

    برای ویرایش این بلوک به قسمت تنظیمات بلوک های دلخواه > بلوک فروشگاه شماره 2 مراجعه فرمایید.

    بلوک وسط

    آستين نو ، بخور پلو

    فرهاد
    10:58
    بازدید : 45

    روزي ملا نصرالدين به يك مهماني رفت و لباس كهنه اي به تن داشت . صاحبخانه با داد و فرياد او را از خانه بيرون كرد .

    او به منزل رفت و از همسايه خود ، لباسي گرانبها به امانت گرفت و آنرا به تن كرد و دوباره به همان ميهماني رفت .

    اينبار صاحبخانه با روي خوش جلو آمد و به او خوش آمد گفت  و او را در محلي خوب نشاند و برايش سفره اي از غذاهاي رنگين پهن كرد .

                    

    ملا  از اين رفتار خنده اش گرفت
    و پيش خود فكرد كرد كه اين همه احترام بابت لباس نوي اوست .

    آستين لباسش را كشيد و گفت : آستين نو بخور پلو ، آستين نو بخور پلو .

    صاحبخانه كه از اين رفتار تعجب كرده بود از ملا پرسيد كه چكار مي كني .

    ملا گفت : من هماني هستم كه با لباسي كهنه به ميهماني تو آمدم و تو مرا راه ندادي و حال كه لباسي نو به تن كرده ام اينقدر احترام مي گذاري . پس اين احترام بابت لباس من است نه بخاطر من . پس آستين نو بخور پلو ، آستين نو بخور پلو ..

    مطالب مرتبط
    آیا همزاد داریم؟!
    سحر و جادو؛ واقعیت یا خرافه
    اسرار مثلث برمودا
    همه چیز درمورد جن
    10 قانون طلايي ازدواج موفق
    جامع ترین پرتال ططالع بینی
    تعبیر خواب - بادروك (ريحان كوهي)
    مراحل زندگی آقا پسرها !
    درباره چهار فصل زندگی!!(جالب و خواندنی)
    دعاي پيرزن فقير
    ارسال دیدگاه
    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ورود به سایت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    رمز عبور را فراموش کردم ؟
    عضویت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    آخرین مطالب ارسالی سایت
    مطالب محبوب
    مطالب تصادفی
    کدهای اختصاصی
    پرتال تفریحی خبری کُردپاتوق . چت روم کردپاتوق . مطالب عاشقانه کردی . کرد اس ام اس های کردی
    تبلیغات متنی
    محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
    YOUR ADS
    تبلیغات متنی
    محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
    YOUR ADS
    تبلیغات متنی
    محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
    YOUR ADS
    Xبستن تبلیغات